تعريف فرهنگ:

واژه "Culture"، از لغت "Cult" و "Cultivate" به معنی پرورش گیاهان و زمین گرفته شده است این معنا نخستین و قدیمی‌ترین معنای فرهنگ است که در سده پانزدهم استفاده می‌شد. معنای دیگر در آغاز سده شانزدهم شکل گرفت و در آن مفهوم پرورش از حوزه جانوران و گیاهان به حوزه‌های انتزاعی‌تری از جمله ذهن انسان گسترش یافت. تعریف دیگر از فرهنگ ریشه در اندیشه عصر روشنگری دارد. درواقع در سده هجدهم نویسندگان این واژه را برای اشاره به روند دنیوی توسعه اجتماعی به کار می‌بردند چون براین باور بودند که روند رشد و تکامل انسان روندی تاریخی و تک‌راستاست و همه جوامع آن را طی خواهند کرد. اما تعریفی که در سال‌های اخیر از تاثیرگذارترین تعاریف در علوم اجتماعی و کل علوم انسانی بوده است، دلالت بر معانی مشترک میان گروه‌ها و ملت‌ها دارد. بنا بر این تعریف، فرهنگ مجموعه‌ای از کنش‌هاست که به واسطه آن‌ها معانی در قالب یک گروه، تولید و مبادله می‌شوند.[2] اگرچه در ابتدا جنبه‌‌های مشخص‌تر و ملموس‌تر (مثل زبان و مذهب و آداب و رسوم) به‌عنوان عناصر تشکیل دهنده فرهنگ در نظر گرفته شد، لکن به‌تدریج ارزش‌ها به‌عنوان یک عنصر قوی در فرهنگ مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن هنجارها نیز در کنار این عوامل مطرح شدند. ضمن آنکه علم و هنر، تکنولوژی و اقتصاد نیز به حیطه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ اضافه شدند.[3]

خرده فرهنگ چيست؟

علاوه بر فرهنگ كلی حاکم بر هر جامعه، طبقات، قشرها و گروه‌های مختلف جامعه نیز دارای فرهنگ ویژه خود هستند كه ریزفرهنگ یا خرده‌فرهنگ خوانده می‌شود. در تعریف خرده‌فرهنگ گفته‌اند:‌ «خرده‌فرهنگ بر دستگاهی از ارزش‌ها، سلوك‌ها، شیوه‌های رفتار و طرز زندگی یك گروه اجتماعی كه از فرهنگ مسلط جامعه مفروض، متمایز ولی با آن مرتبط است، اطلاق می‌شود.»[4] با توجه به تعریف ذكر شده، به طور ساده می‌توان گفت خرده‌فرهنگ، فرهنگی درون فرهنگ بزرگ‌تر است.

به بیان دیگر با بررسی فرهنگ اقوام ابتدایی و پیشرفته متوجه می‌شویم که اقوام پیشرفته بخش‌های زندگی خود را تا مراحل ظریف‌تری تجزیه کرده‌اند. آن‌ها برای هر بخش انواع و اقسام قواعد و ابزار تهیه کرده‌اند و اعضای جامعه برای دستیابی به اهدافشان در تمام بخش‌ها یک تقسیم کار در پیش گرفته‌اند و نقش‌های مختلف را بر عهده دارند. تحت این شرایط به علت وجود بخش‌های تجزیه شده در اقوام پیشرفته، نظام فرهنگی ایجاد می‌شود که متشکل از خرده‌فرهنگ‌ها یا زیرفرهنگ‌های (Subculture) مختلف و قابل تجزیه‌اند. به طوری‌که هر واحد اجتماعی کوچک نیز می‌تواند دارای یک مجموعه قواعد و ابزاری باشد که از طریق آن می‌توان فرهنگ آن را از فرهنگ واحد دیگر متمایز نمود.[5] خرده‌فرهنگ درواقع به فرهنگ عمومی یا نظام فرهنگی جامعه به خاطر ارتباط با نهادهای سنتی طبقه متوسط و پذیرش بسیاری از هنجارهای آن وابستگی دارد ولی از آنجا که هر خرده‌فرهنگ هنجارهای ویژه خودش را نیز داراست، از فرهنگ بزرگ‌تر تمایز می‌یابد. به احتمال زیاد افراد وابسته به خرده‌فرهنگ‌ها غالبا با رد و عدم قبول کسانی روبرو می‌شوند که ارزش‌هایشان فرهنگ عمومی غالب را می‌سازد.[6]

شکل‌گیری خرده‌فرهنگ

شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‏ها عموما به کمک مفهوم "طبقه" نظریه‏پردازی شده‏ است. اما معمولا شیوه‌های تأثیر طبقه در روند مطالعه خرده‌فرهنگ‌ها به‏ گونه‏ای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته‏ است. برای نظریه‏پردازان خرده‌فرهنگی‏ آمریکایی و به‌ویژه کارکردگرایانی چون تالکوت پارسونز و رابرت مرتن محققان حوزه مکتب شیکاگو، خرده‌فرهنگ حاصل‏ تعامل فرهنگ طبقات پائین و نظام مسلط اجتماعی و فرهنگی است. در حالی‌که‏ محققان بریتانیایی و به‌خصوص‏ نظریه‏پردازان مکتب فرهنگی بیرمنگهام، خرده‌فرهنگ را حاصل روابط متقابل بین نظام‏ مسلط سرمایه‏داری و فرهنگ طبقات کارگر تعریف می‏کردند. خرده‌فرهنگ‌ها را می‏توان‏ شیوه‏هایی برای ابراز وجود دانست که گروه‏های مختلف، در تلاش جمعی برای مقابله با تضادهای طبقاتی، به وجود می‏آورند و خود را غالبا در انتخاب سبک خاصی از پوشش، واژگان و زبان خاص و نوع خاصی از موسیقی نمایان می‌سازد. از این دیدگاه، شرایط ساختاری جامعه، به‌خصوص‏ تضادهای طبقاتی، سازنده خرده‏فرهنگ‏ها دانسته می‌شوند. اما همانطور که ذکر شد خرده‏فرهنگ‏ها با وجود تفاوت‏هایی که با فرهنگ عمومی جامعه‏ دارند، در عناصری با آن مشترک هستند. به‏طور سنتی، شکل‏گیری‏ خرده‏فرهنگ‏ها در غرب با ویژگی‏های‏ طبقاتی و تضادهای ناشی از آن مرتبط دانسته می‏شود. اما زمینه‏های دیگری مثل خاستگاه‏ قومی، محل سکونت، تعلقات دینی و متغیرهای مشابه نیز بر آن سهیم هستند،[7]  به عنوان مثال ویژگی‌های مردم یک استان از لحاظ گویش، آداب و رسوم، نحوه پوشش، مهمان‌نوازی، ازدواج و نظایر این فرهنگ‌ها آن‌ها را از سایر فرهنگها مشخص و متمایز می‌کند. این فرهنگ ویژه را خرده‌فرهنگ آن استان می‌گوییم در حالی‌که جزیی از فرهنگ کشور تلقی می‌شود.[8]

کارکردهای خرده‌فرهنگ

بدیهی است، شکل‏گیری خرده‌فرهنگ‏ها کارکردهایی را به دنبال دارد. یکی از کارکردهای آن‌ها را می‌توان به این شکل توضیح داد، که حضور خرده‌فرهنگ‏ها نشانه مبارزه گروه‏های جامعه‏ برای کسب مشروعیت نسبت به رفتار و شیوه‏های زندگی خود در برابر زمینه‏ای است‏ که فرهنگ مسلط و عمومی جامعه ‏ارائه می‌دهد که در بسیاری موارد می‌تواند مفید واقع شود.[9] مثلا حفظ ارزش‌های فرهنگی و بومی ایران توسط ایرانیان ساکن سایر کشورها که برای تداوم و بقای فرهنگ ایرانی و مشروعیت بخشیدن به آن در برابر فرهنگ مسلط کشورهای بیگانه تلاش می کنند (به عنوان یک خرده‌فرهنگ)، یکی از کارکردهای مثبت تشکیل خرده‌فرهنگ‌هاست. همچنین خرده‌فرهنگ‌ها نقش مهمی در شناخت فرهنگ یک کشور دارند زیرا آگاهی از تاریخ یک قوم و حوادثی که در طول قرون و اعصار بر آن قوم گذشته را آشکار می‌سازند.[10]

از آنجا که خرده‌‏فرهنگ‏ها تلویحا نوعی نقد بر نظام اجتماعی و جامعه محسوب‏ می‏شوند، خود فرهنگی موازی را به جریان‏ می‏اندازند و امکان تجربه صورت‏های‏ جایگزینی از واقعیت اجتماعی را که مبتنی‏‌بر ویژگی‏های طبقاتی، قومی، جنسیتی و ... هستند، فراهم می‏سازند. بر این اساس، خرده‏فرهنگ‌ها بستر اجتماعی و نمادینی را فراهم می‏سازند تا هویت جمعی و عزت ‏نفس فردیِ افراد وابسته‏ به خود را تقویت کنند. محدود بودن آن‌ها به‏ زمان و مکان، انعطاف‏پذیری زیادی را برای‏ ورود، خروج، ترکیب و تخصیص آن‌ها در اختیار افراد می‏گذارد. با این حال، کارکرد کلی آن‌ها، چنان‏که اشاره شد، رفع تضادها و تعارض‏های اجتماعی است که افراد در وضعیت‏های مختلف اجتماعی (مثل محیط کار، مدرسه، عرصه عمومی جامعه)، با آن‌ها دست به گریبانند. به بیان دیگر، رواج‏ خرده‌‏فرهنگ‏ها، به‌ویژه در نیمه دوم قرن‏ بیستم میلادی در غرب، پاسخی به تنگناها و محدودیت‏های ساختاری بود که بیگانگی‏ و کنارگذاری اجتماعی گروه‏های غیرممتاز و محروم طبقاتی را به‌دنبال داشت.[11]

 اقلیت‌های قومی

در هر جامعه‌ای، اقوام و اقلیت‌های مختلف قومی، از مهم‌ترین خرده‌فرهنگ‌های آن جامعه‌اند. عنوان اقلیت‌های ملی در مورد گروه‌های قومی و فرهنگی خاصی به کار می‌رود که در درون کشوری به سر می‌برند که دولت آن تحت سلطه قوم دیگری است. برخی کشورها که در مرزهای دو حوزه فرهنگی قرارگرفته‌اند دارای اقلیت‌های قومی گوناگون هستند. میزان وفاداری اقلیت‌های ملی به دولت مرکزی به دلایل مختلف، متفاوت است. اقلیت‌ها دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به میزان سلطه‌جویی قوم مرکزی به دولت وفادار هستند. به طور کلی تداوم و انسجام اقلیت‌های قومی و فرهنگی نتیجه میزان تفاوت فرهنگی میان آن‌ها و اقوام مسلط، عوامل انسجام درونی (وحدت زبان، قبیله، مذهب و ...) و نیز نحوه برخورد اکثریت با آن‌ها (تساهل یا سرکوب) بوده است. نقش سیاسی اقلیت‌ها در سطح ملی نیز بسته به میزان همبستگی، سازماندهی و رهبری درونی آن‌ها، میزان انزوا یا تماس با اکثریت و نحوه برخورد قوم غالب می‌باشد. وقتی چندین عامل مثلا نژاد، ملیت، زبان و مذهب یکدیگر را تشدید کنند، انسجام و هویت اقلیت قومی تقویت می‌شود. به همین دلایل است که در ایران اقلیت کردهای اهل سنت ساکن در غرب کشور، با آنکه دارای ملیت ایرانی هستند، عواملی چون مذهب و زبان متفاوت کمک کرده است که دارای هویت مستحکم‌تری به نسبت سایر اقوام باشند.[12]

آیین اقوام مختلف ایرانی در شب یلدا

 ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد.
 به دلیل پهناورى ایران و رواج خرده فرهنگ هاى گوناگون در این گستره پهناور، گاهى به آدابى برمى خوریم كه فقط ویژه یك منطقه خاص هستند.
  • در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى دادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زربدهد.دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون
     افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مى نماید كه یلداى ایرانى و كریسمس از یك مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد...
  • سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
  • همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
  • در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
  • در اردبیل رسم است که مردم چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
  •  در لرستان مردم در شب چله «گندم شیره» مى خورند كه گندمى است كه در شیره مى خیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط مى كنند؛ سپس آن را روى ساج برشته مى كنند و همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط مى كنند و مى خورند. یكى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها مى رفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها به داخل آویزان مى كرده اند و شعرى محلى مى خواندند با این مضمون كه صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و كدخداى خانه ات نمیرد. چیزى بده این پسر كوچك بیاورد. صاحبخانه از تنقلاتى كه براى شب چله تدارك دیده بود داخل كیسه مى گذاشت و گاهى پیش آمده كه صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال كوچكش را در كیسه گذاشته و آن پسر كیسه را كشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى شده است.
  • در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.
  • در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» مى نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلى هستند كه اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى سرایند و ساز مى زنند. قصه هایى كه عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه هاى كهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «كوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه هاى مشهور عاشیق هاست.
  • در گیلان «آوكونوس» میوه اى است كه حتماً در شب چله مصرف مى شود و روش تهیه آن هم به این شرح است كه درفصل پاییز ازگیل خام (چند روز مانده به ریختن و رسیدن كامل) را درخمره ميریزند، خمره را پر از آب مى كنند و كمى نمك هم به آن مى افزایند و در خم را مى بندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق مى گذارند. ازگیل سفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه
    مى شود. آوكونوس ازگیل در اغلب خانه هاى گیلان تا بهار آینده پیدا مى شود و هر وقت هوس كنند ازگیل ترو تازه و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون مى آورند و آن را با گلپر و نمك در سینه كش آفتاب مى خورند.
  • یکی از اعتقادات مردم قدیم تهران که در شب یلدا نمود بیشتری پیدا می کرد اعتقاد به «بخت گشایی» بوده. آنگونه که می گویند کاروبار شغل «پنبه زنی» و افراد پنبه زن در چند روز مانده به این شب کاملا رونق پیدا می کرده. حکایت جالبی که در این باره نقل شده این است که خانواده های دارای
    دختر دم بخت علاوه بر سپردن تشک و متکاهای خود به پنبه زن هدف خاصی را دنبال می کرده اند. آن هدف هم چیزی به جز اعتقاد به رسم بخت گشایی نبوده. نقل است که والدین دختران دم بخت هنگامی که پنبه زن به هر دلیلی دست از کار می کشیده و آنها کمان پنبه زنی را تنها می یافته اند فورا دختر موردنظر را از میان کمان عبور می داده اند و معتقد بوده اند که بخت دختر همانند زه کمان به زودی گشوده خواهد شد. چون طبعا زه کمان به محض ورود دختر از آن پاره می شده است. طبیعی است که پاره شدن چله کمان آن هم در شبی چون شب «چله» که کاروبار سکه است برای پنبه زن ها به عنوان یک مصیبت قلمداد می شده و آنان معمولا سعی می کرده اند که چهارچشمی مواظب کمان خود در خانواده های دارای دختر دم بخت باشند یا پیشنهاد کار از سوی آنان را نپذیرند.
  • یکی از سرگرمی های مردم تهران در دوران قدیم حضور در قهوه خانه ها و گوش سپردن به اوراد نقالان و تماشای تردستی وشعبده بازی بوده. کسانی دیگر هم گاه به گاه به خانه همدیگر می رفته اند و تا پاسی از شب گل گفته و گل می شنیده اند.اما این حکایات در شب یلدا دامنه گسترده تری پیدا
    می کرد و مثلا قهوه خانه های پر از مشتری تا صبح باز بوده و قل قل قلیان و سماور این شب نشینی را با شکوه تر می کرده.
  • در شب یلدا اکثر مردم تهران قدیم ترجیح می داده اند که شام را در یکی از همین قهوه خانه ها صرف کنند و بعد برای همدیگر قصه بگویند و یا همگی به مراسم شاهنامه خوانی یک نقال گوش بدهند.مجالس مشاعره و معماگویی در این شب به اوج خود می رسیده و شرط بندی های مختلف برای سپری کردن طولانی ترین شب سال رواج خوبی داشته است. یکی دیگر از کارهای جالب مردم تهران حضور دسته جمعی مردان در حمام های عمومی بود.
  • استحمام دسته جمعی در هوای سرد با آب گرم گروهی از تهران نشینان را به ضیافت شب یلدا می برده و کیسه کشی و مشت و مال انگار تمام خستگی یک سال کاری را از تن قشر زحمتکش بیرون
    می کرده. ظاهرا در محیط حمام هم یک یا چند نفر به نوبت مسوولیت سرگرم کردن دیگران را به عهده می گرفته اند و با نقل لطیفه های گوناگون به سپری کردن اوقات خوش کمک می کرده اند.
  • روحانیان تهران قدیم در شب یلدا مسوولیت سنگینی را بر عهده داشتند. آنان با فرارسیدن سپیده صبح و شنیدن صدای اذان به پشت بام ها می رفتند وبا دعوت مردم به تقوی تا طلوع آفتاب به خواندن اشعار مذهبی و ادعیه می پرداختند و دعا می کردند.  در آن زمان روی بام اکثر خانه ها چارطاقی مخصوص شب خوان ها وجود داشته که مخصوص مراسم های گوناگون بوده است. یکی دیگر از زیبایی های صبح شب یلدا آب و جاروی جلوی خانه ها توسط تهرانی های قدیم است. تهرانی های قدیم معتقد بوده اند که هر کس چهل صبح بعد از شب یلدا جلوی خانه خود را آب و جارو کند سعادت رسیدن به خدمت حضرت خضر را خواهد یافت و هر حاجتی داشته باشد به آن خواهد رسید.
  • در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند.
  • یکی دیگر از مراسم های مخصوص شب یلدا همان گونه که گفته شد بیدار ماندن تا صبح بوده و کسانی که موفق به این کار می شده اند صبح روز بعد با انرژی تمام صبحانه مفصلی نوش جان
    می کرده اند. صبحانه ای که در صبح روز بعد یلدا در خانه ها رواج پیدا می کرده شامل چای، چای دارچین، شیر چای، کله پاچه، عدس پخته، حلیم، آب لبو و لبو بوده که این نوع غذایی تا آخر زمستان در اکثر جاها ادامه پیدا می کرده و هم اکنون نیز اکثر قهوه خانه ها و رستوران ها امروزی از آن پیروی می کنند.
  • از نظر طب سنتی ایران در شب یلدا باید غذاهای گرم خورده شود. میوه مخصوص این شب کدو تنبل می‌باشدکه دارای طبیعت گرم می‌باشد. میوه هندوانه مخصوص چله تابستان می‌باشد نه زمستان چون طبیعت هندوانه سرد است و در فصل گرم باید خورده شود. هم چنین کدو تنبل در تقویت قوای مغز نیز بسیار مؤثر می‌باشد.

از این گونه آیین های خاص در برگزاری یلدا فراوان می توان شمرد، ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند. 

  • جمشید کیومرثی مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:نزد ایرانیان زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا شب نخست چله بزرگ است. بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: فدیه سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
  • آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. آلبرت کوچویی رییس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:� ما معتقدیم یلدا سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا آشوری ها بعد از مسیحیت یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.  وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود.
  • این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

هزار و یک رنگ عروسی اقوام ایرانی

  • بررسی برخی از آیین های ازدواج در میان اقوام ایرانی، نشان از مشارکت اقوام مختلف در برگزاری مراسم ازدواج، تهیه جهیزیه، شام عروسی و برپایی جشن ها دارد تا آنجا که در میان برخی از اقوام ایران خانواده های عروس و داماد نه یک یا دو روز بلکه هفت تا ده شبانه روز مراسم جشن و پایکوبی را ادامه دهند.
  •  برخلاف برخی مناطق که میزان مهریه عروس را سکه به تعداد سال تولد نوعروسان تعیین می کند، این مرحله از عروسی ترکمن بسیار ساده بوده است. شیربها نیز در گذشته به صورت مال، گوسفند، گاو، قوچ و شتر بود که به عروس داده می شود و به باور ترکمن ها، شیربها جنبه هدیه دادن دارد.
  •  در میان اقوام لر، معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب می کنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد می کنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است.
  • این مرحله از عروسی در واقع پا درمیانی افراد بزرگ طایفه و به نوعی تضمین دادن آنان به منظور تایید داماد در مورد خصوصیات فردی و اجتماعی وی به خانواده عروس است.
  • پس از اینکه این ریش سفیدان نظر خانواده عروس را جلب کردند مقدمه کار فراهم شده و خانواده و فامیل داماد پس از چند روز رسما به خواستگاری عروس می‌روند. پس از این مرحله خانواده عروس نیز شرطهای خود را برای قبول این وصلت اعلام کرده و خانواده داماد بعد از چند روز رضایت خود را به خانواده عروس اعلام می‌ کند.
  •  یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیین‌های عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده می‌شود.
  • از نکات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گیلان به ویژه در مناطق روستایی یکی آن است که پیوند دو خانواده اصولا با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز می شود. تأملی در قسمتهای مختلف این مراسم نشان می دهد که اگر چه از جهت مالی داد وستدهایی در قالب هدایای مختلف بین دو خانواده صورت می گیرد، که البته بخش عمده آن جنبه کمک به عروس و داماد را دارد اما همکاریهای مختلف بسیار چشمگیر است.
  •  پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانه ها، درو گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری می روند. دامادها معمولا این کار را بعد از ازدواج نیز ادامه می دهند.
  • در شرق گیلان نهالی را که در خانه پدر عروس کنده اند همراهش می کنند و این نهال را عروس و داماد با هم در خانه داماد می کارند. در بعضی از روستاهای غرب و شرق گیلان مادر عروس پای خروسی را که از مادر داماد گرفته با رشته های رنگین ابریشمین به پای مرغ می بندد و آن مرغ و خروس را با عروس همراه می کنند تا در خانه داماد بند از پای آن برگیرند و در لانه ای که آماده کرده اند جایشان دهند.

اجرای موسیقی سنتی و رقص محلی

  • یکی از بخش های مهم هر مراسم عروسی سنتی در شهرهای ایران اجرا موسیقی های سنتی است. به عنوان مثال در قشم این موسیقی سنتی عضوا نامیده می شود. عضوا از قدیم در قشم مرسوم بوده است که طی آن داماد را به خانه عروس مشایعت مى‌کنند. عضوا معمولا در ساعات آخر جشن عروسى از جلوی بازار آغاز شده و به منزل عروس ختم مى‌شود. اجراکنندگان این موسقی سنتی به همراه داماد این مسیر را پیاده طى مى‌کنند.

اما عروسی ترکمن ها پر از رمز و راز است که به دورانهای قدیمی زندگی آنها بستگی دارد، مراسم ازدواج در گذشته تا حدودی متفاوت تر از مراسم عروسی در حال است، ازدواج ترکمن ها در گذشته چندین مرحله داشت. تصمیم گیری پدر و مادر عروس،  شیرینی رد کردن، تعیین شیربها و روز عروسی از جمله مراحل جشن عروسی ترکمن هاست که نوع و شیوه اجرایی برخی از این رسوم فرق کرده است. در میان ترکمن ها تعیین مهریه زیاد توسط خانواده داماد همانند سنگ بزرگ برای نزدن به حساب می آید.

بوی عطر نارنج در مراسم ازدواج شیرازی ها

  • شیرازی ها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی می کنند و گلدان های سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش می گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند.
  • معمولا زنان هنگام ورود به خانه عروس کل می زنند و زنانی که در خانه عروس یعنی از یاران نزدیک او هستند با کل جواب می دهند بعد بزرگتری که همراه داماد است از پدر و مادر عروس اجازه می خواهند که او را با خود ببرند عروس دست پدر و مادر خود را می بوسد و خداحافظی می کند بعد عروس را از زیر قرآن می گذرانند. هنگامی که عروس به خانه داماد وارد می شود یک نفر ظرفی را که درآن عسل است جلو عروس می آورد عروس انگشتش را کمی درآن زده به در خانه می کشد و وارد می شود.
  •  سینی دیگری که یک جلد قرآن مجید و یک ظرف و یک کاسه آب که برگ سبز یا شاخه گل در آن می افکنده اند و یا نارنجی که روی آب کاسه افتاده جلوش آورده می شود.
  • عروس قرآن را می بوسد و از زیر آن می گذرد و دیگران ظرف نقل را روی سرش می پاشند. بعد کاسه آب را که نارنج یا برگ سبز یا شاخه گل در آن شناور است پیش پایش می گذارند تا عروس از روی آن رد شود. عروس باید طوری عبور کند که پایش به ظرف اصابت کند و ظرف واژگون شود.

 هفت شبانه روز عروسی در چهارمحال و بختیاری

  •  در روستاهای این استان عروسیها هفت شبانه روزطول می کشد و فامیل نزدیک داماد و همه همسایگان هفت روز مانده به روز عروسی در خانه داماد جمع می شوند و هر کدام مشغول کاری
    می شود. همه دست به دست هم می دهند وکارهای عروسی را انجام می دهند.
  • در عروسیهای روستایی، اهالی روستا خودشان برای عروسی آشپزی می کنند واجاقهای بزرگ گلی را به پا می کنند و برای آتش زیر دیگ ها همه مردان فامیل جمع می شوند واز صحرا هیزم می آورند تا در روز عروسی مشکلی نداشته باشند.
  •  زنان فامیل ازهفت روز قبل گرد هم می آیند و کارهایی از جمله پاک کردن سبزی برای قورمه ولپه برای قیمه وپوست کندن بادمجان وسرخ کردن، پاک کردن گوشت ومرغ و... انجام داده تا در روز عروسی کاری باقی نمانده باشد تا بتوانند سنتهای عروسی را با خیال آسوده انجام بدهند.

ازدواج اقوام مختلف ایران در حافظه جهانی ثبت می شود

از نظر کارشناسان میراث فرهنگی هر کدام از آداب و رسوم اقوام مختلف ایرانی به دلیل تنوع رسوم و ویژگی های خاص آن می تواند در فهرست میراث جهانی به ثبت برسد. به همین دلیل معاون میراث فرهنگی کشور با بیان این‌که پرونده ازدواج اقوام ایرانی توسط کارشناسان میراث فرهنگی تهیه و فرستاده شده است، گفت : این پرونده به دلیل شاخصه‌های خاص امسال در فهرست نمونه میراث جهانی یونسکو ثبت خواهد شد.

اما دریغ که این رسوم رو به نابودی رفته و اکنون دختران مهریه هایی همون سکه به اندازه سال تولدشان، ارتفاع کوه هیمالیا و وزن کشتی تایتانیک طلب می کنند که مطمئنا تاثیری در دوام، پایداری و خوشبختی یک زندگی ندارد. مهمترین مراسم در لرستان، آداب و سنن مربوط به عروسی (سور) و عزا (سوگ یا پُرس) است. بسیاری از سنتهای برجسته و عمیقاً معنا دار در این مراسم تجلی می یابد .

سفره سبز رمضان در چهارگوشه ایران

 مجموعه: فرهنگ زندگی

ماه قرآن، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی‌ها، ماه شب‌های قدر، ماه دعا و نیایش از راه رسید و ایرانیان نیز همچون دیگر مسلمانان جهان با انجام برنامه‌های ویژه مذهبی به میهمانی این ماه رفته‌اند.

ثبت آداب و رسوم ماه مبارك رمضان در فهرست میراث معنوی كشور نشان از اهمیت این فرهنگ در میان ایرانیان دارد ‌ كه هر كدام به نوعی و با توجه به خاستگاه اعتقادی و آیینی خود این روزها را گرامی می‌دارند.

 رمضان، ماه آشتی كنان تركمن‌ها

تركمن‌های ایران به لحاظ كثرت آداب و رسوم در زندگی روزمره، دارای فرهنگی بسیار غنی هستند. این مردم به‌دلیل داشتن پیشینه فرهنگی بسیار قدیمی، تقریبا برای هر مناسبتی، مراسم خاصی دارند كه یكی از این مناسبت‌ها، ماه مبارك رمضان است. فرارسیدن این ماه سبب خوشحالی هر تركمنی می‌شود. آنها در این ماه از مرد و زن و پیر و جوان با شور و شعفی بسیار، غیر از به جای آوردن فرایض، در تمامی مراسمی كه ویژه این ماه برگزار می‌شود، شركت می‌كنند.

تركمن‌ها حداقل یك هفته قبل از حلول ماه مبارك رمضان مقدمات ورود به این ماه پرفیض و بركت را فراهم می‌سازند. زنان بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می‌پردازند و مردان نیز خواربار و ملزومات مورد نیاز این ماه را خریداری می‌كنند. در بسیاری از مناطق تركمن نشین، رسم است كه زنان و دختران تركمن آخرین جمعه قبل از حلول ماه رمضان، به شكل دسته جمعی، مسجد محل خود را نظافت كنند.

برخی از خانواده‌ها نیز سجاده‌هایی از جنس قالیچه و نمد را كه به آن نماز لیق می‌گویند، به مسجد محل خود اهدا می‌كنند. رویت هلال ماه رمضان نیز در میان تركمن‌ها با هیجان خاصی همراه است. آنان عقیده دارند هركس زودتر از بقیه هلال ماه را ببیند، ثواب بیشتری می‌برد و حتی باعث افزایش بینایی می‌شود به همین دلیل پیر و جوان سعی می‌كنند برای دیدن هلال ماه كه علامت حلول ماه مبارك است، به بالای ارتفاعات و پشت‌بام‌ها بروند تا زودتر از دیگران ماه را ببینند.

عصر شب‌های آخر ماه شعبان، نگاه اغلب مردم تركمن به سمت مغرب آسمان است تا شاید هلال ماه را رویت كنند و فردی كه هلال ماه را ببیند سوره شریفه بقره را قرائت و با خوشحالی و با صدای بلند به دیگران اعلام می‌كند كه ماه را رویت كرده است. یكی دیگر از سنت‌های حسنه تركمن‌ها پیش از آغاز ماه مبارك رمضان برگزاری مراسم آشتی كنان است؛ به این ترتیب كه ریش سفیدان هر محله كه به آنها یاش اولی می‌گویند بنا به ابتكار خود، افرادی را كه با هم كدورت دارند، بدون اطلاع از همدیگر برای صرف چای به خانه دعوت می‌كنند و آنها را با هم آشتی می‌دهند. در طول ماه مبارك رمضان، مساجد تركمن‌ها پر از ازدحام است و حال وهوای خاصی دارد.

آخرین جمعه ماه شعبان ‌در شیراز

شیرازی‌ها، آخرین جمعه ماه شعبان را كلوخ اندازان گویند؛ در این روز رسم است كه مردم دسته دسته به گردشگاه‌های اطراف شهر می‌روند و آن روز را با خوشی به شام می‌رسانند چون باور دارند كه ماه مبارك رمضان، ماه عبادت است و در این ماه فقط باید عبادت كرد. از چند روز مانده به رمضان، بعضی از خانواده‌ها نذر دارند و افطاری می‌دهند و بیشتر میهمانی‌ها به شكل افطاری برگزار می‌شود.

همچنین رسم است كه پس از افطار، مردم به دید و بازدید می‌روند و گاهی تا وقت سحر دور هم می‌نشینند، صحبت می‌كنند و شب چره‌ای شامل تنقلاتی مانند رنگینك، زولبیا و بامیه می‌خورند. خانواده‌هایی كه دختری را شوهر داده باشند، در نخستین ماه رمضان پس از عروسی، خود را موظف می‌دانند تا افطاری كاملی به نام روز والون تهیه كنند و همراه با گل برای عروس بفرستند. در استان فارس چند روز قبل از ماه مبارك رمضان زنان خانه‌دار به فكر تهیه خواربار، ترشیجات، ادویه جات، عرقیات و چاشنی‌های گوناگون می‌افتند.

پیرمردان صغادآباده فارس درباره معنی «كلوخ اندازان» می‌گویند: در قدیم هنگام غروب روز كلوخ اندازان تمام مردم از كوچك تا بزرگ كلوخی در دست می‌گرفتند و روبه قبله می‌ایستادند و می‌گفتند: خدایا گناهان و كارهای بد گذشته را شكستیم و خود را برای عبادت و روزه ماه رمضان آماده كردیم؛ آنگاه كلوخ را محكم به زمین می‌زدند تا خرد شود و عقیده داشتند با شكستن كلوخ، تمام اعمال بد آنها شكسته و نابود می‌شود. با دیدن هلال ماه نو و شروع مهمانی خدا، حال و هوای شهر دگرگون می‌شود و مردم بعد از دیدن هلال ٣ صلوات می‌فرستند و می‌گویند: الهی كه ماه شریف و مبارك و با بركتی برای همه عزیزان و غریبان نو شده باشد.

بر سفره افطاری مردم جهرم فارس می‌توان نان روغنی، نان فتیرخانگی و نان بازاری را مشاهده كرد. خرما، پنیر، یكی دو نوع مربا و حلوا هم از دیگر خوراكی‌های هنگام افطار آنهاست. جهرمی‌ها شب دهم ماه، عدس پلو می‌خورند و روز هفدهم را با كله پاچه و شب نوزدهم را با نان خشك و گل‌آبشن افطار می‌كنند. در اصطهبانات برخی شب‌ها خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند، یك نفر كه در نی زنی تبحر دارد، در نی می‌دمد و فردخوش صدایی هم ابیاتی از فایز می‌خواند.

صاحبخانه هم با گرمی از مهمان‌ها پذیرایی می‌كند كه این مجلس تا سحر ادامه می‌یابد و هر شب در خانه یكی از آشنایان برپا می‌شود. سحری كه مردم شیراز تهیه می‌كنند اغلب از انواع پلوها و خورشت‌هاست كه بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می‌پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی كه فقط مخصوص این ماه است، استفاده می‌كنند كه ترحلوا و زولبیا و بامیه محلی و رنگینك جز آنهاست و بعد از افطار به دیدن یكدیگر می‌روند و این دیدوبازدید را ماه رمضانی، می‌گویند. شیرازی‌ها شب‌های قدر را بسیار محترم می‌شمارند.

استان مركزی و بیدار شدن در سحرها با طبل

متداول‌ترین سنت كه در شهرها و روستاهای استان مركزی با گذشت زمان هنوز دستخوش تغییر نشده، تهیه نان مخصوص «فتیر» است. هنوز هم بسیاری از كدبانوهای شهری و روستایی در تنورها یا فرهای خانگی، اقدام به طبخ این نان شیرینی سنتی برای سفره افطار می‌كنند. گوش فیل، شیرینی مرسوم مردم استان در ماه رمضان است كه از هفته قبل از حلول ماه در قنادی‌ها دیده می‌شود. بسیاری از مردم استان «آش رشته» غذای اصلی هر روزه سفره افطارشان است و كل جوش و شله زرد نیز دسر نیروبخش در كنارش به شمار می‌آید. هنوز هم مردم شهر و روستاهای خنداب، هنگام سحر با صدای چوبی كه نوجوان قنوت گوی مسجد بر تشت می‌كوبد و صدای مناجات پیرترین اذان گو كه فرازهایی از دعای خواجه عبدا...انصاری را با بانگ بلند در كوی و برزن می‌خواند با ندای «برخیزید سحر از راه رسید» از خواب برمی خیزند. پیرمرد در جلو و نوجوان در پشت سر از كوچه‌های شهر یا روستا یك به یك می‌گذرند و تا روشن شدن چراغ خانه بر سر در هر خانه می‌ایستند.

اما در شهر و روستاهای خمین نیز برخی مراسم بدون تغییر مانده است و جوانان از ٣ روز مانده به این ماه مبارك در بلندترین ارتفاع شهر یا روستای خود در انتظار حلول ماه، شب ‌زنده داری می‌كنند و پس از رویت ماه با ندای‌الله اكبر، خبر از حلول ماه مبارك رمضان می‌دهند و پس از آنكه رویت ماه از سوی معتمدان و روحانیان تایید شد، فصل عبادت آغاز می‌شود. آنگاه مراسم سحرخوانی بر پشت‌بام‌ها با كوبیدن بر پشت تشتی وارونه و مناجات شروع می‌شود.

براساس رسم، بسیاری از روستاهای شهرستان خمین هر شب نوجوانی بر بام محله خود بر تشت می‌كوبد و هر چه زمان به پایان سحر و طلوع خورشید نزدیك می‌شود زمان كوبش چوب بر تشت نزدیك‌تر می‌شود تا روزه‌داران بدانند باید از خوردن امساك كنند و برای ایستادن به نماز آماده شوند و همان نوجوان سپس بر بام خانه اذان می‌دهد.

كلیدزنی كرمانی‌ها در شب‌های قدر

مردم كرمان نیز در ماه مبارك رمضان آداب و رسوم ویژه‌ای را دنبال می‌كنند و در تزكیه نفس و انجام عبادات و فرایض مقدس این ماه مقید هستند. مردم كرمان سعی می‌كنند هرگونه جشن و مراسمی را كه تدارك دیده‌اند قبل از حلول ماه مبارك رمضان در ماه شعبان برگزار كنند. در قدیم، اوایل ماه مبارك رمضان در بین خانم‌ها به‌ویژه زنان سالخورده رسم بود به خاطر خواصی كه در قهوه وجود دارد، پس از حل كردن آن در آب، آن را به پیشانی خود می‌مالیدند. در كرمان بزرگ‌ترها با دادن سرروزه‌ای به دختران و پسران كه نوعی هدیه و كادوی مناسب بود، بچه‌هایی را كه به سن تكلیف می‌رسیدند، به انجام فریضه روزه داری ترغیب می‌كردند. یكی دیگر از رسوم ماه رمضان در برخی مناطق استان كرمان خواندن ا...رمضونی پسران و كلیدزنی دختران در شب‌های قدر است.

 دوخت كیسه بركت در همدان

قدمت سنت‌های ویژه ماه‌مبارك رمضان در همدان به تاریخ اسلام برمی‌گردد و با وجود گذشت سالیان متمادی، بسیاری از این سنت‌ها همچنان پابرجاست. یكی از سنت‌های قدیمی این ماه در همدان، مراسم كیسه بركت در روز ٢٧رمضان است؛ در این روز، زنان روزه دار هنگام رفتن به مسجد و اقامه نمازظهر به همراه خود پارچه و نخ و سوزن می‌برند و در بین دو نماز ظهر و عصر با استفاده از این وسیله‌ها به كار دوختن یك یا چند كیسه بركت مشغول می‌شوند. به اعتقاد مردم همدان هر فردی كه داخل این كیسه پول بریزد، خداوند به وی مال و دارایی زیاد می‌بخشد. از دیگر آداب مخصوص این ماه در همدان، آیین توزیع آجیل مشكل گشا به هنگام افطار به قصد نیت و طلب حاجت است. یكی دیگر از رسوم مردم همدان در ماه مبارك رمضان جمع‌آوری خرده‌های نان سفره افطاری است.

 جشن ختم قرآن در خاش

در ماه رمضان مسجدهای شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان حال و هوای دیگری دارد و بر تعداد شركت‌كنندگان در آیین‌های مذهبی افزوده می‌شود.مردم شهرستان خاش از دیرباز رمضان را ماه دوستی، وحدت، محبت و احترام به بزرگان می‌دانند و آن‌را عزیز و گرامی می‌دارند.خواندن 20 ركعت نماز تراویح در طول ماه مبارك رمضان یكی از سنت‌هایی است كه مردم مسلمان اهل سنت خاش آن‌را به‌شكل گسترده‌ای در مسجدها انجام می‌دهند و جشن ختم قرآن كریم می‌گیرند.

روزه‌داران هر شب در 500 مسجد خاش پس از افطار، نماز 20 ركعتی تراویح را اقامه می‌كنند و تا پاسی از شب به خواندن قرآن مشغول می‌شوند.همچنین در ماه‌های شعبان و رمضان در حوزه‌های علمیه و مسجدهای این شهرستان قرآن كریم تفسیر می‌شود.قرآن‌خوانی و دادن صدقه فطر، صله ارحام و اطعام خویشان و نزدیكان از دیگر اعمالی هستند كه مردم در ماه مبارك رمضان به آنها پایبندند.مردم روزه را با خرما و یا آب باز می‌كنند و سفره‌های آنها در وقت افطار با حلوای خرما، نان، شربت و آب تزیین می‌شود.

نذر برای آزادی زندانیان در مازندارن

بسیاری ازمردم مازندران برای برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوی با خدا3 روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه می‌گیرند. در مازندران افرادی كه حاجتی داشته باشند برای برآورده شدن آن نذر ختم انعام می‌كنند و برای این كار از كسانی كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت می‌كنند و به هنگام خواندن قرآن مقداری نمك، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و در مجلس قرار می‌دهند. پس از خواندن سوره انعام، افراد روزه خود را با غذاهایی كه در سینی قرار دارد باز می‌كنند و نان‌های باقی‌مانده را به‌عنوان تبرك در سفره نان قرار می‌دهند تا بركت پیدا كند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می‌كند.

قدیم در مازندران رسم بود افرادی كه فرزند پسر می‌خواستند نذر می‌كردند كه در طول ماه مبارك رمضان مردم را برای خوردن سحری بیدار كنند، به این صورت كه یك پیت حلبی خالی به گردن خود می‌آویختند و با چوب به آن ضربه می‌زدند تا مردم برای سحری بیدار شوند كه البته این رسم‌ها هم‌اكنون از بین رفته است. نذر حلوا از دیگر نذورات مردم این منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) زنان به‌عنوان نذر ، قند، چای، خرما و زغال به مسجد می‌برند كه این كار تا پایان ماه مبارك رمضان ادامه دارد.

همچنین در كنار این مواد حلوا، آش، زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو به میان روزه‌داران می‌برند. در ساری در زمان افطاری هر كسی كه نذر داشت مجمعه‌ای از تمام نذورات خود را به‌عنوان افطاری درست می‌كرد و به زندان شهر می‌برد.

كسانی كه در مازندران برای نخستین بار به سن تكلیف می‌رسند و روزه می‌گیرند تا زمانی كه از جانب بزرگ‌ترها به‌عنوان روزه‌سری هدیه‌ای نگیرند، افطار نمی‌كنند. معمولاً این هدایا شامل چادر نماز و طلاجات برای دختران، پول و انواع نقره‌جات قدیمی برای پسران است. مازندرانی‌ها بر این اعتقادند كه سحر را نمی‌خوابند زیرا نماز نافله شب می‌خوانند و به‌ویژه مناجات حضرت امیر در مسجد امیر را به نام مولا یا مولا زمزمه می‌كنند.

 مراسم سوگواری سنتی لری و ایلامی چمر

ایلام سرزمین زاگرس نشین با بیش از ۱۰ هزار سال قدمت و مملو از پتانسیل های سنتی در غرب نقشه ایران جای گرفته است. مردم این دیار ده هزار ساله پس از گذشت سالیان سال هنوز جذب مدرنیزه نشده اند، به همین خاطر است که همچنان جشن ها، عادات و رسم های اجتماعی و سنتی در این استان به قوت خود پا برجا است. ایلام نشنیان همچنان برای این مراسم و آئین های بومی سرزمینشان ارزش خاصی قائل هستند، "چمر" مراسم ویژه سنتی و نمایش تصویری و عینی از آئین مرثیه ای و عزاداری محلی در این استان است.

در مقدمه مقاله "مراسم چمر در ایلام" نوشته آقایان فرخی و کیایی چنین آمده است که: این سوگ-آواز پیشینه ای کهن دارد، با اساطیر آغاز دوره نوسنگی ارتباط می یابد که در ایران، فینیقیه و اسکندریه این مراسم را بعد از برداشت گندم یعنی زمان خشکیدن گیاهان انجام می دادند. در لغت نامه های مختلف در برابر واژه چمر تعابیر و معانی گوناگونی بیان شده که مجموعاً معانی مشترک و مشابهی را شامل میشود. در فرهنگ مردوخ چمر به معنای دایره و حلقه و (چه مه ری) را دهل عزا ذکر کرده است. در لغت نامه دهخدا چمر به معنی آشکار و ظاهر و در فرهنگ عمید به معنای محیط و دایره و هر چیز دایره مانند ذکر شده است، به طور کلی واژه چمر می تواند از کلماتی مانند )چه مه ره)) یعنی (چشم به راه ) و منتظر کسی یا مسافری بودن و یا (چم و چمانن)به معنای خم و خم شدن (کنایه از پشت از غم دولا شدن )گرفته شده باشد.

یک روز در سرزمین ناشناخته ها:

آفتاب بالا آمده و نور زرد رنگی بر محوطه چمرگاه تابیده است. نوای سرنا و دهل همه جا را تحت تملک خود در آورده. این نوای غم انگیز خبر از درگذشت شخصی سرشناس یا بزرگ یک ایل را می دهد و آهنگ چمر در سوگ و عزای این شخص نواخته می شود.

این نوای غم انگیز تنها بیان کننده اوج اندوه نیست، بلکه با اجرای این مقام از موسیقی عزا همه خواهند فهمید که بزرگی از میان ایل و یا طایفه ای مرده است. همه با شنیدن صدای آهنگ چمر دست از کار کشیده و به محل سوگواری می شتابند.

از دور گروه هایی منظم که لباس تیره و سنتی بر تن دارند به چشم می خورند در این دسته عظیم که از طوایف و تیره های دور و نزدیک به منظور همدردی با خانواده عزادار به این مراسم آمده اند؛ بیشتر ریش سفیدان و مردان و زنان میانسال در آن جمع حضور دارند که هر گروه با حمل کردن بار مواد غذایی همچون برنج، گوسفند، روغن، قند و حتی در مواردی هیزم آمده اند تا باری از دوش صاحب عزا بردارند و این هزینه تنها به خانواده متوفی تحمیل نشود، این عمل به نوعی تجلی کننده روح تعاون و همکاری در میان قبایل است.

صدای (هی داد هی بیداد) به گوش می رسد، این صدای مردان بزرگ قوم خانواده عزادار بود که با لباس محلی و تیره برتن در حالی که روی پیشانی و شانه های خود را گل گرفته و نوارهایی پهن از سیاه چادر را به شیوه حمایل برتن دارند به اسقبال مدعوین می روند و با تکرار جمله هی داد هی بیداد به همدیگر تسلیت می گویند.

مدعوین برای اینکه به مراتب همدردی خود تجسمی عینی ببخشند از گلی که در تشت یا تغاری آماده شده به شانه ها و پیشانی خود می مالند.

استقبال کنندگان مدعوین را به درون سیاه چادرهایی که از قبل آماده شده جهت استراحت و صرف چای و نهار هدایت می کنند و پس از پذیرایی از آنان بر حسب رعایت سن و مقام با اجازه خانواده متوفی توسط شخصی که یک سینی با یک کارد به همراه دارد به نشانه احترام و پاسخ به عمل ابراز همدردی مدعوین، به پاک کردن گل های شانه ها و پیشانی آنها می پردازند.

زنان به شیوه دیگری استقبال می کنند:

این بار صدای "وی وی وای وای" به گوش می رسد. این صدا آنچنان ریز وتند وسریع تکرار می شود که آهنگ غم انگیزی در فضا طنین انداز شده است. این نوای حزن آلود بستگان درجه یک خانواده عزادار است که باسربندهای تیره، لباس های مشکی، صورت خراشیده و پیشانی و شانه های گل گرفته شده به نحوی که چادر و عبای مشکی آنها بر روی شانه ها افتاده به استقبال زنان مدعو می روند. با حرکت های موزون هر دو دست که روی صورت، به صورت مماس فرود می آید و عبارت "وی وی وای وای" که به طور ریز و تند وسریع تکرار می کنند. سپس زنان مدعو را به جایگاه و یا محل استقرار گروه زنان (مویه خوان یا مور آر) مشایعت و همراهی می کنند.

مراسم چمر اجرا می شود:

زنان، مردان، زنان مویه خوان، نوازندگان ساز و دهل و گروه شاعران محلی (بهتر گوها یا کرها) هر کدام در قالب یک گروه و به طور منظم در جایگاه مخصوص خود قرار می گیرند. صدای سرنا و دهل در میدان چمرگاه می پیچد. بستگان و اقوام صاحب عزا دور هم جمع شده اند و در دو صف جداگانه زن و مرد ولی مرتبط به هم بر روی خطی دایره وار در چمرگاه صف بسته اند. نخست مردان صف بسته و علم ها و کتل ها را در قسمت های مختلف صف جای داده اند. سپس زنان پارچه ای سیاه را جلوی خود گرفته و در انتهای صف مردان صف می بندند.

)به ایشها) و (رو کرها) در چند دسته چهار تا شش نفری و معمولاً در دسته های مختلف به همراه نوازندگان موسیقی که آلاتشان دهل و سرنا است به سرودن شعرهای فی البداهه با آهنگی خاص و بسیار غم انگیز در رثای متوفی می پردازند، همسرایان ضمن سرودن همزمان شعرشان به همراه نوازندگان دهل و سرنا و به آرامی حول میدانی دایره شکل که صفوف فشرده مردان و زنان میهمان آن را احاطه کردند به حرکت در می آیند.

در وسط میدان چمرگاه با تیرهای چوبی کوتاه سکویی معروف به کتل ساخته شده بود که لباس ها، تفنگ و عکس متوفی را به همراه گل بر روی آن نصب می کنند و همچنین اسب متوفی را نیز با پارچه تزئین و به کتل می بندند.

سپس زنان جدای از مردان و در گوشه ای از میدان صفوف فشرده ای را تشکیل می دهند و عده ای از زنان که به (مور آرها) معروف هستند و صدای رسا و دل انگیز دارند به دور کتل حلقه زده و به صورت جمعی یا انفرادی اشعاری غم انگیز در رثای متوفی می سرایند.

در نزدیکی ظهر از میهمانان جهت صرف نهار در سیاه چادرهایی که قبلاً در یک یا دو ردیف برپا شده دعوت به عمل می آورند، غذای چمر معمولاً چلو گوشت است که در سینی های بزرگ و برای هر سه یا چهار نفر یک سینی گذاشته می شود. پیش از غروب آفتاب مردان و زنان گرد علم و کتل ها جمع می شوند و پس از شیون بسیار پیرمردان قوم کتل خاص مرده را باز می کنند و مراسم پایان می یابد.

مناطق روستایی مکانی مناسب برای اجرای چمر:

مراسم چمر باید در محیطی باز برگزار شود تا شرایطی برای پذیرایی از میهمانان، چادر زدن و پخت و پز فراهم باشد. بنابراین این مراسم در مناطق روستایی استان که دارای محیطهای وسیعی هستند، برگزار می شود.

نریمان ملک احمدی می افزاید: در چمرگاه که محوطه اجرای آیین سوگواری چمر است، در پاره ای از مواقع و به لحاظ شرایط خاص محل و موقعیت اجتماعی و اقتصادی فرد متوفی، سکویی مخروطی شکل از سنگ (خشکه چین یا توام با ملات) ساخته می شود و معمولا یک کتیبه سنگی که بر روی آن تاریخ فوت و عنوان چمر حک شده است را در داخل آن سکو قرار می دهند تا یادگاری از فرد فوت شده به جا ماند. و از آن به عنوان نماد چمر گاه یاد می شود.

سازمان میراث فرهنگی ایلام در جستجوی شناسایی چمرگاه های پابرجا:

چندی پیش "چمرگاه " که اولین نماد ملموس آیین سوگواری چمر در استان ایلام است، در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام در این خصوص می گوید: در استان ایلام به لحاظ شرایط خاص آن و از جمله وقوع جنگ تحمیلی و تسطیح اراضی برای کشاورزی توسط مردم، تا کنون توانسته ایم تعداد معدودی از چمرگاه های استان که پابرجا هستند را شناسایی کنیم. فریدون محمدی می افزاید: نماد چمرگاه "هجدان" دشت صالح آباد، نمونه سالم و کاملی ازچمرگاه های استان است که با ثبت در فهرست آثار ملی علاوه بر حفاظت آن در برابر عوامل مخرب زمینه ثبت نمونه های مشابه به آن در سراسر استان فراهم می شود.

وی می گوید: تعدادی از این چمرگاه ها در مناطق ایل نشین همچون ایل ملکشاهی، خزل و اکوارزی به جا مانده و مابقی این چمرگاه ها هنوز شناسایی نشده است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی استان ایلام معتقد است: در مراسم چمر کارکردهای اجتماعی خاصی مشاهده می شود که از جمله آن می توان همبستگی اجتماعی در قالب نمادهای سنتی، ابراز همدردی در شکل تاثرات جمعی، اشعار حماسی و وصف حماسه های گذشتگان در قالب کلماتی که در دسته جات چمر به کار می برند، مدح فضائل و خوبی هایی که توسط انسان ها صورت می گیرد در قالب توصیف متوفی با الفاظی که به (رو رو) و افرادی را که این اشعار را می خوانند به (رو رو کر ) مشهورند، را نام برد.

محمدی این گونه عنوان کرد: این مراسم طی سال های اخیر برای مراسم ارتحال امام خمینی در استان ایلام برگزار می شود.

چمرگاه پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی:

ملک احمدی این نماد که شاید پلی بین مردم شناسی و باستان شناسی باشد را از جمله آثار ملموس حوزه مردم شناسی عنوان می کند که برای نخستین بار در استان ایلام به همت کارشناسان سازمان به ثبت رسیده است.

این کارشناس مردم شناسی می گوید: کار ثبت آثار معنوی یا غیرملموس در حوزه مطالعات مردم شناسی با توجه به مشکلات اجرایی آن و از جمله فرم های تخصصی پیچیده و بار مالی در دست انجام بوده و بدین لحاظ زمان بر است.

شاید با ثبت شدن مراسم چمر در کنار این چمرگاه به ثبت رسیده، یک مجموعه کامل از یک مراسم سوگواری در ایلام در خاطره همگان باقی بماند و دیگر هیچ خطری مبنی بر کمرنگ شدن، این آئین را تهدید نخواهد کرد.

مسئول ثبت آثار معنوی استان ایلام در این باره به میراث آریا می گوید: اطلاعاتی در خصوص این آئین گردآوری شده است و اداره ثبت آثار معنوی شاخه مردم شناسی استان ایلام در صدد است با تکمیل تحقیقات به منظور جمع آوری اطلاعات از این آئین بومی، آن را در فهرست آثار معنوی به ثبت برساند.

مراسم چمر تداعی کننده ارزش های اجتماعی:

در مجموع، مراسم چمر در استان ایلام تداعی کننده ارزش های اجتماعی نظیر: برابری، تعاون، اتحاد، نظم، تعادل و توازن است. حرکت صفوف مردان و زنان در کنار هم نشانه مساوات و برابری زنان و مردان در عرصه زندگی است. مراسم چمر مجموعه ای از ارزش های انسانی و اسلامی در کنار همیاری و دوستی است که در قالب حرکاتی عینی و ملموس به تصویر کشیده می شود تا از این طریق از حقوق عرفی و شخصیت معنوی عزیزان از دست رفته و انسان های مصلح و خداجو تجلیل شود. امیدواریم آثار این مراسم با شکوه سنتی و اعتقادی، ماندگار بماند و ایام بر آن تسلط نیابد.

از چه زمانی مراسم 'روز سوم'، پس فوت میت باب شد؟

پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: یکی از آیین هایی که مردم ایران پس از فوت عزیزانشان بجا می آورند، نگهداری عزا برای آن ها به طور بسیار جدی تا سه روز پس از فوت آن فرد می باشد.

به گزارش قدس انلاین به طور کلی مراسم سوگواری از جمله مسایل فرهنگی یک جامعه محسوب می شود و در گروه مراسمی قرار دارد که تمامی ادیان به آن توجهی خاص دارند. ولی جالب است بدانید که مراسم روز سوم که امروزه نیز در میان مردم متداول است ریشه ای بسیار تاریخی دارد به نحوی که این امر در دوران باستان ایران و پس از فتح ایران از سوی اعراب با اختلاط فرهنگ های ایران و اسلام همچنان پایدار ادامه یافت، به نحوی که تهمینه رئیس السادات طی مقاله ای اینگونه می نویسد: مراسم سوگواری زردشتیان مراسم بسیار طولانی بوده است. این مراسم از لحظه مرگ فرد تا جمع کردن استخوان های او از دخمه توسط نَسو سالاران (مرده کش ها) ادامه داشته است. از مهمترین مراحل آیین سوگواری در بین زردشتیان مسأله تطهیر است. چه تطهیر خانه ای که فرد در آن فوت شده و چه تطهیر افرادی که با مرده در تماس بوده اند. و برای هر کدام مراسم و آیین های خاصی مشخص شده است. اما در این میان مراسم سوگواری که پس از دخمه گذاری فرد زردشتی، توسط اطرافیان انجام می گردیده قابل توجه است که یکی از این مراسم توجه به روز سوم فردِ فوت شده است که تا به امروز نیز این مراسم توسط زردشتیان برگزار می شود.

زردشتیان در روز سوم درگذشتِ فرد، مجلس ترحیمی که زردشتیان آن پُرسه Porseh می گویند برپا می کردند. ریشه واژه پُرسه از کلمه پِرِسَت Peresat از مصدر پرس peres به معنی پرسیدن و سوال کردن است که در واقع به مفهوم عزاپُرسی از خانواده مصیبت دیده بوده است. واژه پُرسه pors-e به معنی مجلس ختم و ترحیمی است که پس از سه روز عزاداری برگزار می شود این مجلس ترحیم به یاد شخص درگذشته برگزار می گردد. در این مجالس افراد با صاحب عزا همدردی کرده و در تألمات او خود را شریک می دانند البته امروزه زردشتیان مراسم پرسه همگانی هم دارند که به نام پُرسه هماروانان خوانده می شود. این مراسم دو نوبت در سال برگزار می شود یکی در روز 29 خرداد و یکی هم 25 بهمن ماه. در این پُرسه کلیه کسانی که در سال های اخیر چه وابستگان و چه دوستانشان فوت کرده اند، شرکت می کنند.

روح، سه روز بر روی زمین! همچنین در دیانت زردشتی روز سوم به «گاه ازیرین gāh_i_uzirin یعنی از نیمه عصر تا طلوع ستارگان، نیز نام گذاری شده. زردشتیان معتقد بودند که روح پس از جدا شدن از جسد، سه روز روی زمین می ماند و اتصال خود را با تن حفظ می کند. در این سه روز به خاطر روح، مراسم و نیایش هایی که در پنج نوبت از شبانه روز انجام می گرفت.

ناله، زاری و اشک؛ در مراسم فوت ممنوع! برگزاری این آیین در صورتی که فرد فوت شده، زن بود به عهده شوهر و در صورتی که مرده، بچه می بود به عهده پدر و در صورتی که فرد درگذشته، خدمتکار بود بر عهده صاحبِ او قرار می گرفت. در هنگام برگزاری این مراسم نباید ناله و زاری کرد و یا اشک ریخت زیرا این کار گناه محسوب می شد. به طور کلی در آیین زردشتی، سوگواری مفصل و با تشریفات گناهی بزرگ به شمار
می آمد. زردشتیان گریه بیش از حد را گناه می دانستند زیرا این کار سلامتی عزاداران را به خطر می انداخت و در عین حال کمکی هم به شخص متوفی نمی کرد.

غذاهای عزا!

 همچنین در این سه روز سوگواری خوراک و انواع آن مسأله مهمی است که تا امروز نیز ادامه یافته است. در دیانت زردشتی به این مسأله اشاره شده که پس از انجام مراحلی که درباره تطهیر و پاک کردن خانه و افراد آلوده (منظور افرادی است که از دست زدن به مرده آلوده و نجس شده اند) انجام گرفت؛ زردشتیان می توانند در آن خانه غذای گوشتی داشته باشند البته این امر در روز چهارم پس از فوت شخص انجام می گیرد و در سه روز اول آن ها از این غذاها منع شده اند و تنها می توانند از ماهی و سبزیجات استفاده کنند.

در دین زردشتی غذایی که در روز چهارم شخص متوفی آماده می شد؛ میوه، شیرینی و غذای پخته شده و آماده شده ای بود که از طرف آشنایان به خانواده مصیبت دیده فرستاده می شد. البته در این روز از طرف خانواده متوفی خیرات انجام می گرفت و غذا و لباس در اختیار فقرا قرار می دادند با توجه به این مطالب در دیانت زردشتی این نکته دریافته شد که مراسم سوگواری در سومین روز درگذشتِ فرد اهمیت خاصی داشته است. انجام مراسم پرسه خواندن دعاهایی که به ایزد سروش تقدیم می کردند و آدابی که در مورد خوراک وجود داشته است در این رابطه قابل توجه است.

سه روز مراسم عزاداری در صدر اسلام در اسلام، سنت تسلیت دادن به اقوام فرد فوت شده بسیار مورد تأکید قرار گرفته شده است. پیامبر (ص) خود چنین می کردند و تسلیت و دلداری دادن به مصیبت زدگان را موجب بهشت رفتن افراد بیان می فرمودند. از جمله می توان به شهادت جعفربن ابی طالب و زیدبن حارثه در جنگ موته اشاره کرد که پیامبر پس از شهادت ایشان به نزد اسماء همسر جعفر رفت و او را تسلیت و دلداری داد و فرزندانش، عبدالله و عون و محمد را در آغوش گرفت و آن ها را نوازش کرد. این توجه و تسلیت دادنِ خانواده عزادار تا سه روز توصیه و تأکید شده است. در همین زمینه می توان باز هم شهادت جعفر بن ابی طالب را بیان کرد پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمودند که باید برای خانواده جعفر خوراک فراهم شود زیرا آن ها اکنون عزادار هستند و فاطمه (س) تا سه روز برای آن ها غذا تهیه کرد و این رسم در میان بنی هاشم معمول شد. البرقی هم در کتاب المحاسن خود در قسمتی که به طعام للماتم پرداخته، به سه روز اطعام کردن خانواده عزادار اشاره کرده است چنانکه امام سجاد (ع) پس از مراجعت از کربلا در مدینه سه روز برای عزاداران امام حسین (ع) طعام تهیه کردند.

مشخص می شود در آیین اسلام نیز به خاطر شرایط خانواده عزادار وظیفه طعام دادن به ایشان بر عهده اطرافیان و نزدیکان خانواده متوفی می باشد.صدقه پس از فوت پس از فوت افراد صدقه دادن برای شخص در گذشته نیز مورد توجه است و پیامبر (ص) خود در این مورد پس از فوت همسرشان خدیجه به خاطر ارزش و شرافت خاصی که برای ایشان قائل بودند هر چند وقت گوسفندی را ذبح می کردند و برای اطرافیان و خویشان خدیجه می فرستادند ایشان احسان کردن و صدقه دادن از طرف فرد فوت شده را نیکو و مستحب می دانستند در زمینه پوشش و لباسی که برای مراسم عزاداری در اسلام توجه شده به سلاب پوشیدن اشاره می شود.
سلاب که جمع آن سلب می شود، جامه سیاهی است که در عزا و ماتم به کار می رود و به قول برخی از لغویین پارچه یا لباس سیاهی است که زنان عزادار سر خود را با آن می پوشانند. تسلّب یا تسلیب از همین ماده و به معنی پوشیدن جامه های مشکین عزا است. پس از شهادت جعفربن ابی طالب در جنگ موته از همسرش اسماء بنت عمیس نقل شده که وقتی جعفر به شهادت رسید رسول خدا به خانه او آمد و فرمودند تا سه روز تسلّب کن و سپس هر چه می خواهی انجام بده. ایشان پس از سه روز نزد اسماء می آیند مبنی بر اینکه عزاداری اش را تمام کند و می فرماید تا سرمه در چشم هایش بکشد و دست هایش را زرد کند. شاید منظور از زرد کردن دست ها حنا کردن آن باشد.زمخشری ادیب و مفسر قرن 5 و 6 هجری به این نکته اشاره دارد که زینب دختر امّ سلمه بر حمزه عموی پیامبر سه روز گریست و تسلب کرد سپس رسول خدا وی را فرا خواند و فرمود تا موهای خود را شانه بزند و چشم هایش را سرمه بکشد. بدون تردید در عزاداری اسلامی، سه روز عزاداری برای شخص درگذشته وجود داشته و مورد تأکید قرار گرفته است و در این زمینه نمونه برجسته آن همان طور که اشاره شد عزاداری بر شهادت جعفربن ابی طالب بود که خود مطالب گویایی از نظر نوع عزاداری، لباس پوشیدن، خوراک و اطعام خانواده مصیبت دیده در سه روز را خاطر نشان می کرده روز مراسم سوگواری در ایرانِ قرون نخست اسلامی در زمینه مراسم سوگواری در ایران اسلامی نیز توجه به مسائل فقهی و شریعت اسلامی و همچنین آداب و رسوم خاصی که مردم برخی از مناطق در ایران داشتند حائز اهمیت است. در مورد مسأله مورد بحث نیز در کتب فقهی این دوران به سه روز طعام دادن خانواده مصیبت دیده که باید از طرف اطرافیان انجام شود اشاره شده است.

اساس مراسم سوگواری بر مرده همان سه روز بوده است. در این زمینه مجلس ختمی گرفته می شد و هر کس یک حزب از قرآن را تلاوت می کرد و علما در این مجالس به موعظه می پرداختند. اگر مجلس عزا برای بزرگان و علما بود پس از سه روز فردی از سوی خلیفه می آمد و مجلس ختم را برمی چید در این نوع مجالس عزاداری رسم بر این بوده که به فقرا و مساکین صدقه و غذا می دادند. در ذکر آداب تعزیت رفتن در این سه روز به خاطر رعایت کردن احوال خانواده ها، برای تعزیت به یک بار رفتن باید بسنده کرد.

ماجرای خواندنی پس از آن که قابوس بن وشمگیر زیاری مدتی را در قلعه جناشک زندانی بود توسط چند نفر از بزرگان به قتل رسید و جسد او را در محلی از استرآباد که به مناسبت او گنبدقابوس خوانده شد به خاک سپردند. امیرمنوچهر پسرش و دیگر اطرافیان او سه روز به ماتم و عزاداری پرداختند و به رسم گیل ها سرهای خود را برهنه کردند و به سر و صورت خود می زدند اما بعد از سه روز به مناسبت بیعت با منوچهر و قبول تاج و تخت از طرف او مراسم جشن و سرور برپا شد.

لباس سفیددرسوگواری گفته شده که در قرن های چهارم و پنجم در پاره ای از مناطق ایران و از جمله خراسان به رسم سوگواری لباس سفید بر تن و سه روز عزاداری می کردند که این امر را در مرگ امیر محمود غزنوی می بینیم. پس از فوت امیرمحمود غزنوی، امیرمسعود سه روز مراسم تعزیت برپا کرد و این در حالی بود که خودش با قبا و دستار سفید و هم اعیان و اطرافیان و لشکریان او لباس سفید پوشیده بودند.

در زمانی که خبر فوت خلیفه القادر بالله را نزد مسعود غزنوی آوردند او انا لله و انا الیه راجعون خواند. فرستاده ای که از طرف خلیفه آمده بود لباس سیاه بر تن داشت اما امیر مسعود و هم محتشمان و درباریان لباس سفید بر تن کرده بودند و دستور دادند به رسم تعزیت تا سه روز همه بازارها بسته باشد. اما پس از سه روز مردم به بازارها و اصناف خود رفتند و دُهل و دبدبه زدند و این امر به خاطر جلوس خلیفه جدیدالقائم با امرلله بود. به نظر می رسد در مورد روزها عزاداری و سوگواری بیشتر مدنظر همان سه روز اول بوده است که باید بسیار مورد توجه قرار می گرفته.

طبل و نی در مراسم دفن میت در شیراز رسم بود که در تشییع جنازه، مردان در جلو جنازه و زنان به دنبال جنازه حرکت می کردند و در مجالس سوگواری و در گورستان طبل و نی می زدند. براساس گزارشی از مِقدسی رفتن سر قبر و ختم قرآن در ایران معمول نبود بلکه سه روز برای عزاداران در مساجد می نشستند.

فرستادن کفش از طرف صاحب عزایکی دیگر از رسومی که در سوگواری انجام می گرفته فرستادن کفش از طرف صاحب عزا برای عزاداران بوده است. زمانی که مادر صاحب بن عباد فوت کرد تمام امرای دیلم در مقابل صاحب به خاک می افتادند و هر کس در هر مقامی که بود در راه وقتی به او می رسید از اسب پیاده می شد. تمام اعیان و بزرگان پابرهنه و سربرهنه به تسلیتش می رفتند و پس از سپری شدن سه روز از عزاداری، صاحب بن عباد برای آنان کفش فرستاد تا از عزا بیرون بیایند.

پرسه یا پاتیا

نکته ای که حائز اهمیت می نماید ورود کلمه و رسم پُرسه به دوران اسلامی ایران است. چه این که مسلمانان به مجلس ترحیم خود پُرس یا پُرسه می گفتند. در برخی نقاط، واژه پُرس برای مجلس زنانه و اصطلاح فاتحه خوانی برای مجلس مردانه به کار می رود. از جمله افرادی که این رسم را اجرا می کنند می توان امروز به بلوچ های سراوان اشاره کرد که مراسم سوگواری را پُرسان می گویند. در واقع مراسم عزاداری به گویش بلوچی- سراوانی porsan و به گویش زاهدانی پاتیا نامیده می شود. در این مراسم نزدیک ترین فرد به متوفی سه روز در خانه می ماند زیرا هم مردم روستا و دیگران در این مدت برای تسلای خاطر او به دیدنش می روند. در این هنگام بستگان به صاحب عزا می گویند: خدا تُره دلداری دنت. روز سوم به عمل طبخ و توزیع غذا می پردازند و در روز چهارم اهالی را دعوت می کنند و پس از صرف ناهار برای آمرزش روح مرده فاتحه ی پاتیا می خوانند. به نظر می رسد این رسم از همان دوران باستان به جا مانده است و تا امروز نیز برگزار می شود.

سه روز مراسم سوگواری همانگنه که با نمونه های تاریخی آن اشاره شد در دوره ایران اسلامی نیز همچنان ادامه یافت و این سه روز مراسم سوگواری از طرف مردم و بزرگان انجام می شد که از ویژگی های بارز آن
می توان به سه روز در مسجد نشستن و قرآن خواندن، سنت طعام دادن خانواده عزادار، خیرات برای درگذشتگان، پای برهنه کردن و تعطیلی مشاغل و حرف را اشاره کرد

آيين های سوگواري در هزارستان

 از آن جا كه مردم هزاره مردمی مهربان و غمخوار هستند، به محض از دست دادن عزیزی از اقوام، برای دلداری و تسلی خاطر بازماندگان به خانه آن ها می روند و با تمام وجود به همدردی و عزاداری می پردازند. طبق سنت قدیمی هزارستان، اقوام درگذشته در پرداخت هزینه های مراسم فاتحه گیری از اول تا سوم، هفتم و چهلم به بازماندگان متوفی كمك مالی می كنند و تا جایی كه در توان دارند به بازماندگانی درگذشته یاری
می رسانند.

برای کسی که در آیین های پُرسوز وگداز خاکسپاری درگذشتگان شرکت کرده باشد و شیون ها و برسرزدن های بازماندگان آنان را دیده باشد، می دانند که ناله های غم انگیز صدای(ای خدا! یا فاطمه ی زهرا! ای وای، ای ده کجا شووم) خبر از درگذشت شخصی سرشناس یا بزرگ یک طایفه را می دهد. این گریه های غم انگیز تنها بیان کننده ی اوج اندوه نیست، بلکه با این ناله ها همه خواهند فهمید که بزرگی از میان  قریه و یا طایفه‌ در گذشته است. در چنین حالتی همه با شنیدن صدای گریه دست از کار می کشند و به محل سوگواری می‌شتابند. مردم از طوایف و تیره های دور و نزدیک به منظور همدردی با خانواده ی عزادار به مراسم فاتحه خوانی
می آیند. در این مراسم بیشتر ریش سفیدان و مردان و زنان میان سال حضور دارند. دوستان نزدیک درگذشته با حمل کردن بار مواد غذایی همچون برنج، گوسفند، روغن، قند و حتی در مواردی هیزم به کمک خویشاوندان درگذشته شان می آیند. آنان تلاش می کنند تا باری از دوش صاحب عزا بردارند و هزینه ها تنها به خانواده ی متوفی تحمیل نشود. استقبال کنندگان، دعوت شدگان را به درون خانه و خیمه های که از قبل آماده شد است برای استراحت و صرف چای و نهار هدایت می کنند و پس از پذیرایی با خواندن دوباره ی فاتحه مجلس را ترک می کنند. در مراسم ختم زنان هزاره به شیوه ی دیگری عزاداری می‌کنند. صدای "وی وی وای وای" به صورت ریز وتند و سریع، نوایی غم‌انگیزی را در فضای خانه ی درگذشته طنین انداز می کند. این نوای حزن‌آلود بستگان درجه یک خانواده ی عزادار است که با حرکت‌های موزون هردو دست که، به صورت مماس روی صورت فرود می‌آیند و یا بر سر زده می شوند؛ همراهی می شود.

اقوام درجه یک درگذشته، نزدیکی های ظهر از فاتحه خوانان جهت صرف نهار در خانه و خیمه که قبلا در یک یا دو ردیف برپا شده است، دعوت به عمل می آورند، غذای خیرات معمولا آبگوشت است که در کاسه های بزرگ و برای سه یا چهار نفرگذاشته می شود. در روز سوم پیش از غروب آفتاب مردان و زنان با جمع کردن گوشه ی پلاس خانه و پس از خواندن فاتحه، مراسم ختم را پایان می دهند. مراسم عزاداری در هزارستان افزون بر همدردی با بازماندگان درگذشته، کارکردهای اجتماعی خاصی دارد که از جمله آن می توان همبستگی اجتماعی در قالب نمادهای سنتی، ابراز همدردی در شکل تاثرات جمعی، برابری، تعاون، اتحاد، نظم، تعادل و توازن، همزیستگرایی و همدلی وصف درگذشته در قالب کلماتی مانند: خوبی ها و مدح فضائل وی در قالب توصیف متوفی با الفاظی مانند(خدا او را رحمت کند، آدم بی غرض و خوبی بود) نام برد. از منظر روانشناسی اجتماعی این مراسم ها در یک معنای وسیع تر نوع دوستی و انسان دوستی را می رسانند و در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی اثر گذار است. تأثیر اقتصادی برنامه ی کمک کردن به خانواده ی درگذشته یکی از مهمترین دستاوردهای این حرکت انسانی است که کمک های مردمی در فعالیتی به کار گرفته می شود که هم دستاورد معنوی دارد و هم مشکلی را از  خانواده ی متوفی برطرف می سازد.

 وصیت و تعیین وصی

هزاره ها در هر سن و سالی می توانند وصیت کنند و برای خود وصی تعیین کنند. وصیت برای هر کس در هر سن و سالی لازم است. زیرا پس از در گذشت کسی بر اساس وصیت او عمل می شود. اما جانشین و وصی متوفی بنابرعرف هزاره ها پسرکلان و در صورت نبود وی دختران کلان او است. پسر کلان به امور محوله ی پدر رسیدگی می کند و وصیت پدر را عملی می سازد. هزاره ها به میراث پدر کم توجه اند و کمتر روی میراث پدر دعوا می کنند. ممکن است سال های دور روی آن گفت گو کنند.

دم رفتن

وقتی علاییم مرگ بر بیمار ظاهر می شود، نزدیکان وی دور و برش جمع می شوند و به آرامی گریه می کنند. همسر و فرزندان بیمار، دعا می کنند و صلوات می فرستند. بیمار را رو به قبله می خوابانند و هردم شهادتین را برایش تکرار می کنند و از بیمار می خواهند که شهادتین را زمزمه کند. در گلوی بیمار آب می ریزند. در اتاق اسپند و نیگره دود می کنند. اگر بیمار زود جان داد، او را بی گناه می خوانند و اگر دیر جان داد می گویند که بیمار گناه داشته است و خداوند با عذاب دم مرگ خواسته است که بی گناه از دنیا برود. همین طور اگر جان دادن بیمار طول بکشد، او را در جایی که نماز می خوانده و قرآن تلاوت می کرده است؛ می برند. وقتی بیمار جان به جان آفرین تسلیم کرد، بچه های وی شیون می کنند. نزدیکان بیمار اتاق را ترک می کنند تا فرزندان متوفی با درگذشته تنها باشند. آنان مواظب اند که همسر و فرزندان درگذشته به خودشان آسیب نزنند. در این صورت آنان را از درگذشته دور نگه می دارند.

 مراسم فوت

پس از شنيدن خبر فوتی، اهالي محل به سرعت در خانه ی شخص فوت شده حاضر مي شوند، اگر فرد در گذشته بي بضاعت باشد به طور محرمانه، مبلغي را در حدود تداركات روز اول مراسم جمع آوري مي كنند و مايحتاج مجلس سوگ را تهيه مي نمايند. سپس مراسم خاک سپاري انجام مي گيرد. نزديكان متوفي اغلب به وسيله ي گفتن اذان و لا اله الا الله، همسايگان را جهت تشييع جنازه دعوت مي کنند. قبل از دفن ميت، او را رو به قبله مي خوابانند و به آرامي چشم هايش را مي بندند، دست هایش را به پهلو مي خوابانند و دو شصت انگشت پایش را به وسيله ي تكه اي پارچه به هم مي بندند. بهتر اين است هرچه سريع تر قرآن خوانان شروع به تلاوت قرآن كنند و در ميان آن از بقيه بخواهند صلوات بفرستنند و براي ميت فاتحه بخوانند. دوستان خانوادگی و اقوام متوفی روی جنازه ی وی چادر(شال) می اندازند. این سنت را(گزداری) می گویند. شال های که روی جنازه ی درگذشته جمع می شوند، توسط بازماندگان او به سادات یا مسجد داده می شوند.

 شستن درگذشته

اگر متوفی به طور کتبی يا شفاهی وصيت کرده باشد که شخص معين او را بشويد، در اين صورت طبق وصيت عمل می شود. اما اگر چنين وصيتی نشده باشد، درگذشته را نزدیکان وی می شویند. برای اين کار جسد درگذشته را روی سنگ تن شور می گذارند. لباس او را به آرامی در می آورند و در اين هنگام سوره ی ياسين و دعای عدليه خوانده می شود. بعد که درگذشته برهنه شد او را سه بار بايد بشويند: دفعه اول با سدر، دفعه دوم با کافور و دفعه سوم با آب خالص، در مرتبه سوم غسل ميت از طرف فرزندان درگذشته صورت می گيرد. بعد از غسل دو چوب از درخت بید تازه به طول تقريبی 20 سانتی متر زير بغل درگذشته می گذارند و معتقدند که عصای روز قيامت او خواهد شد. بعد با آب تربت اما حسین(ع) صورت درگذشته را شست و شو می دهند و برای او اشهد می خوانند. در پایان بر هفت محل سجده گاه وي بر مبناي سنت ديني كافور مي مالند و با احترام وي را كفن مي پوشانند. کفن وی بیشتر از سان سپید است. جنازه برروي يك نردبان يا تابوت روباز تشييع
مي شود و حاضران لا اله الا الله گويان وي را به سوي قبرستان مي برند.

 حمل جنازه

وقتی همه دوستان و بستگان در منزل متوفی جمع شدند و تابوت نيز آورده شد، مفرشی می گسترند و يک نفر زير سر مرده و يک نفر دو پای او را و دو نفر ديگر زير کمرش را می گيرند و او را از جا بلند کرده روی مفرش می گذارند و پاچه ای سفيدی رويش می کشند. زمانی که می خواهند در گذشته را به سوی گورستان حمل کنند، چهار نفرگوشه جنازه را می گيرند ولی سه بار آن را بر زمين بايد بگذارند؛ يک بار در آستانه در اطاقی که متوفی در آن درگذشته، يک بار در کف حياط منزل و بار سوم در دالان و کنار در خروجی خانه و اين در حقيقت خداحافظی در گذشته است از خانه ای که درآن می زيسته و در آن در گذشته  است. زمانی که جسد متوفی از خانه خارج می شود بايد نخست سر او را از خانه بيرون کنند. معمولاً تابوت را کمتر وارد خانه
می کنند و ورود آن را به خانه خوش يمن نمی دانند و آن را دم در خانه می گذارند. وقتی درگذشته را داخل تابوت گذاشتند، تابوت را تشييع کنندگان بر روی دوش حمل می کنند. نزدیکان متوفی پشت سر تابوت و در جلو جمعيت و تشييع کنندگان حرکت می کنند. روحانی محل یا یکی از بزرگان مرتباً با صدای بلند می گويد (لا اله الا الله) و متوفی را فوق العاده سريع حرکت می دهند. در این وقت هر کس با تابوت روبه رو شود موظف است و بايد اگر هفت قدم هم باشد، درگذشته را همراهی کند. هزاره ها باور دارند که هر کس پايه تابوت را روی شانه خود بگذارد، اجری بزرگ برای خود ذخيره می کند. به این سبب موقع حمل تابوت، مردم برای روی دوش گرفتن آن از يکديگر سبقت می گيرند.

 دفن در گذشته پیش از غروب خورشید

متوفی را تا حد امكان شب دفن نمي كنند و مي گويند: نور ستاره نبايد داخل قبر بتابد، باران نبايد داخل قبر بريزد. مراسم تدفین باید در روز روشن و پیش از غروب خورشید انجام گیرد. در صورتی که کسی پس از غروب خورشید درگذرد یا گردآمدن آشنایان و تهیه ی لوازم مورد نیاز تا هنگام غروب به طول انجامد، مراسم تدفین به روز بعد واگذارده می شود و از دفن شبانه پرهیز می کنند. به گمان هزاره ها تابش نور خورشید بر جنازه ی متوفی نیکوست. مردم هزاره شب را جولان شیطان و ارواح ناجنس می دانند. در شب دیوان و ارواح بدجنس و سرگردان می توانند بر روان درگذشته مسلط شوند و وی را آزار برساند.

آماده کردن قبر

پس از درگذشت متوفی برخی از نزدیکان وی بیل و کلنگ بر می دارند و برای آماده کردن قبر به قبرستان می روند. آنان به نوبت در کنار یکی از نزدیکان درگذشته ی متوفی، زمین را حفر می کنند. وقتی بلنه گور(طبقه ی اول) آماده شد، شروع به کندن تینه گور(طبقه ی دوم) می کنند. هنگامی قبر آماده شد، درگذشته را با پهلوی راست، رو به قبله می خوابانند. رو به روی صورت متوفی مهرکربلا می گذارند. با پایان یافتن مراحل ابتدایی دفن، روحانی وارد قبر می شود و شروع به تلقین متوفی می کند. پس از تلقین، حاضران با بيل مقداري خاك در قبر مي ريزند و بيل را وارونه به زمين مي اندازند تا نفر بعدي خاک بریزد. وقتی قبر پوشانده شد، روی آن سه سنگ به ردیف برای مرد می گذارند و برای دو سنگ برای زن. بعد تشییع کنندگان دور قبر جمع می شوند و با گذاشتن دست روی قبر فاتحه می خوانند و برای درگذشته طلب آمرزش می کنند. نزدیکان متوفی مقدار آب روی قبر می ریزند و از مردم می خواهند که متوفی را ببخشند. وقتی مردم با صدای بلند درگذشته را بخشیدند، پسرکلان متوفی از مردم می خواهد که اگر حساب و کتابی با پدرش دارند با او بگویند تا پرداخت شود. پس از آن، همه ی آن هايی که جنازه را تشييع کرده اند به خانه ی صاحبان عزا باز می گردند.

شب پس از درگذشت

شبی پس از دفن متوفی پارچه ای سفيدی را درگوشه ی اطاقی که درگذشته شب پيش در آن بوده،
می گسترانند. چراغی نيز روشن می کنند و درست به جای شخصی متوفی می گذارند. ظرف آبی را در کنار چراغ قرار می دهند. پسر کلان متوفی به قبرستان می رود و روی قبر درگذشته آتش روشن می کند. در برخی مناطق فانوس روشن می کنند تا شب اول درگذشته تنها و بی چراغ نباشد.

مراسم ختم و يادبود

خانواده ی فرد درگذشته با دعوت ريش سفيدان و خويشان در خانه ی درگذشته، مجلس مقدماتی ترحیم را برگزار می‏کند. در اين جلسه در ارتباط با نحوه برگزاري رسم عزاداري تصميم گيري مي شود؛ قرباني براساس تعداد مهمانان انجام مي گردد. آرد مورد نياز براي تهيه نان از خانه ها جمع آوري می گردد و به خانه صاحب عزا فرستاده مي شود. در روز ختم گیری فاتحه خوانان هركدام مبلغي را به عنوان «کمکی» به ريش سفيدان مجلس تقديم مي كنند كه پس از جمع آوري به صاحب عزا داده مي شود. مراسم فاتحه خوانی نخست برای سه روز پس از فوت اعلان می شود. پس از آن در روزهاي سوم و هفتم، چهلم و سال نیز مراسم ختم و فاتحه برگزار مي گردد. در روزهاي يادشده قرآن خواني و فاتحه خوانی بر گذار می شود. خیرات و مبرات با کشتن گاو و گوسپند انجام می یابد. فاتحه خوانان برای صرف غذا دعوت می شوند. روحانی محل با ورود هر فاتحه خوان سوره ای از قرآن تلاوت می کند و در پایان با گفتن مع الصلوات آنان را به خواندن سوره ای فاتحه و سوره ای قول هوا له الله احد دعوت می کند. وقتی فاتحه خوانده شد، همه دست روی صورت و مماس بر صورت می کشند و می گویند: خداوند در گذشته را رحمت کند و با اولیای الهی محشور گرداند و به باز ماندگان صبر بدهد. صاحب عذا نیز می گوید: خداوند درگذشتگان شما را هم بیامرزد و غریق رحمت بی کران خود گرداند. در چنين مجالسی معمولاً کمتر سخن گفته می شود و همه به صدای قاری که قرآن می خواند گوش می دهند. وقتی فاتحه خوانده شد، مردم برای صرف غذا به اتاق دیگر خوانده می شود. پس از صرف غذا فاتحه خوانان یک بار دیگر فاتحه می خوانند و با گفتن خدا رحمت کند و شما را باقی غم ندهد، مجلس ختم را ترک می گویند. در پایان روز سوم نزدیکان درگذشته همراه با صاحب عزا سرمزار در گذشته می روند و فاتحه می خوانند. در پایان مراسم رفتن بر سر مزار درگذشته همه به خانه صاحب مصیبت می آیند و با خواندن فاتحه و جمع کردن گوشه ای پلاس و گلیم صاحب مصیبت، پایان فاتحه گیری را اعلان می کنند. اما پذيرايي از فاتحه خوانانی كه پس از اتمام مراسم خبردار مي شوند، تا روز چهلم و تمام سال ادامه دارد و به طور مرتب غذاي ميهمان در خانه آماده است.

 قرآن خوانی

در روزهای فاتحه خوانی، قرآن خوان هاي محلي در خانه فرد درگذشته جمع مي شوند، اين افراد با خواندن يک جلد كلام الله مجيد کمتر یا بیشتر آن برای درگذشته خواهان آموزش می شوند. از قرآن خوان ها با آبگوشت پذیرانی می شود. اینان بیشتر قرآن یک جزبه می خوانند.

 مجلس زنانه

در کنار مجلس مردانه مجلس زنانه هم برگذار می شود. زنان در این مجلس دور می نشینند و فاتحه می خوانند. فاتحه خوان اگر روحانی زن را در مجلس دید با اشاره می گوید که دعا کند. اگر نه با صدای آرام می گوید: یک فاتحه بخوانیم. با خوانده شدن فاتحه، زنان با آبگوشت پذیرانی می شوند. زنان فاتحه خوان با خود مقداری نان و روغن برای کمک به صاحب مصیبت می آورند.

ماترک

چند روز پس از فوت متوفی، آخوند محل دعوت می شود که خمس، زکات و وجوهات درگذشته را بور(جدا) کند. آخوند نخست وصیت متوفی را می بیند و سپس تمام دارایی درگذشته را حساب و کتاب
می کند و وجوهات وی را در می آورد و با خود می برد و یا می گوید که ادا شود.

نماز و روزه متوفی

طبق وصیت درگذشته هر مقدار نماز و روزه ی که متوفی نخوانده است و نگرفته است، بازماندگان درجه یک او، بجا می آورند. آنان نماز و روزه ی وی را می گیرند و می خوانند و یا به روحانی محل و مردان و زنان مومن می سپارند که بخوانند و بگیرند. خانواده ی درگذشته از سرمایه ی باقی مانده از متوفی، هزینه های نماز و روزه وی را می پردازند.

 روی شویی

وابستگان درجه یک متوفی مانند برادران دور از خانه، دختران، خواهران سببی و نسبی پس از با خبر شدن فوت متوفی باید مراسم ختم برگذار کند. این مراسم کوتاه و یک روزه است. قرآن خوانی، فاتحه خوانی به صورت زنانه و مردانه در دو مکان جداگانه برگذار می شود. از فاتحه خوانان با آبگوشت پذیرایی می شود. کمک و تعاون قومی و فامیلی کم تر از مراسم رسمی فاتحه خوانی است. شیوه یی برگذاری مراسم روی شویی مانند فاتحه گیری رسمی است.

 سنگ قبر

هزاره ها سنگ قبر را روز هفتم، سی ام يا چهلم روی قبر جا می گذارند. در گذشته سنگ های قبر را از کوه های نزدیک و یا دور می آوردند. سنگ ها ساده و معمولی بودند. برخی از مردم برای بزرگ خاندان خود سنگ های بلند در حد یک متر و دو متر انتخاب می کردند. بلندی سنگ بر مزار کسی نشان از بزرگی و خانی وی داشت. این سنگ ها نه نوشته داشتند و نه روی آن ها علامتی که نشان از متوفی داشته باشد. این روزها سنگ قبر بازاری هم رواج یافته است.

 مهمانی وابستگان متوفی

اقوام و فامیل متوفی پس از مراسم فاتحه خوانی برای ابراز همدردی، خانواده ی درگذشته را برای مهمانی دعوت می کنند. در این مجلس بیشتر دوستان و آشنایان باقی مانده ی درگذشته به مهمانی خوانده می شوند. زنان و مردان در دو مجلس جداگانه پذیرایی می شوند. این دعوتی شبیه روی شویی است. هدف آن همدردی با خانواده ی متوفی است تا احساس نکنند، فراموش شده اند یا تنها مانده اند. این مهمانی ها یادمانی یاد و خاطره ی متوفی است که برای بازماندگان و دوستان دور و نزدیک او فراموش نشده نی است.

 

 مراسم چهلم

مراسم چهلم، چهل روز پس از مرگ متوفی برگذار می شود. این مجلس بیشتر خانوادگی است. مراسم چهلم افزون براين که به صورت ساده برای نزدیکان درگذشته برگزار می گردد، شبيه ختم است. در پایان روز چهلم فاتحه خوانان، نزدیکان متوفی و خانواده ی وی سر قبر متوفی می روند و در آن جا فاتحه خوانی و روضه خوانی می کنند. در پایان به خانه صاحب مصیبت بر می گردند. آنان توسط نزدیکان متوفی با چای پذیرانی می شوند و پس از دعا و طلب آمرزش و صبرخواهی به خانه های شان بر می گردند. از ويژگی های مراسم چهلم پختن حلوا است. مقداری از اين حلوا را روی قبر می گذارند و اسپند، نیگره و کندر دود می کنند .در اين مراسم به برخی از فاتحه خوان ها ناهار و شام داده مي شود.

 اولین عید در گذشته

بازديد از خانواده ی فرد درگذشته در اولين عيد در بیشتر جاهای هزارستان رواج دارد. بدین گونه که پس از درگذشتن فرد درگذشته، دوستان و آشنايان از خانه و خانواده او ديدن می کنند. در این مراسم فاتحه نمی خوانند اما شادی هم نمی کنند.

سر سال

روزی که درست يک سال از مرگ متوفی گذشته باشد، افراد خانواده وی مقداری حلوا درست می کنند و به قبرستان می برند و در ميان قاری ها و افراد مستمند قسمت می کنند. برخی از هزاره ها در این روز مراسم ختم می گیرند و قرآن خوانی برگذار می کنند. قرآن خوان ها و فاتحه خوان ها با آبگوشت پذیرایی می شوند.


 

    منابع:

 hamshahrionline.ir

  • پاورقي: [1]. رفیع‌پور، فرامرز؛ آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار،  چاپ پنجم، 1387، ص294.
  • [2]. باکاک، رابرت؛ صورت‌بندی‌های فرهنگی جامعه مدرن، مهران مهاجر، تهران، آگه، 1386، چاپ اول، ص37.
  • [3]. رفیع‌پور، فرامرز؛ پیشین، ص294.
  • [4]. سازگارا، پروین؛ نگاهی به جامعه‌شناسی با تأكید بر فرهنگ، تهران، كویر، چاپ اول، 1377، ص 99-98.    
  • [5]. رفیع‌پور، فرامرز؛ پیشین، ص299.
  • [6]. کوئن، بروس؛ درآمدی بر جامعه‌شناسی، محسن ثلاثی، تهران، فرهنگ معاصر، 1385، چاپ پنجم، ص43.
  • [7]. ذکایی، محمدسعید؛ "خرده‌فرهنگ، سبک زندگی و هویت"، مجله رشد آموزش علوم اجتماعی، پاییز 1381، شماره 21-20، ص21-20.
  • [8]. صالحی امیری، سیدرضا؛  مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی، تهران، ققنوس، 1389، چاپ سوم، ص49.
  • [9]. صدیق سروستانی، رحمت‌الله؛ آسیب‌شناسی اجتماعی، تهران، سمت، 1387، چاپ سوم، ص45.
  • [10]. صالحی امیری، سیدرضا؛  پیشین، ص49.       
  • [11]. ذکایی، محمدسعید؛ پیشین، ص22.
  • [12]. بشیریه، حسین؛ جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نی، چاپ هفدهم، 1388، ص280.